الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

103

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

زيرا هر گروهى با اختلاف مذاهب حضور پيدا مىكنند و در برابر يكديگر استدلال مىنمايند و آن‌كه بر حق است از ميان آنها شناخته مىشود و نادرستى هر مذهبى از مذاهب ايشان براى ما برملا و آشكار مىگردد . هارون الرشيد گفت : من دوست دارم در اين انجمن حضور يابم و سخنان ايشان را بشنوم به‌شرط آن‌كه از حضور من با خبر نشوند كه حشمت من آنها را بگيرد و مذاهب خود را ابراز نكنند ! يحيى گفت : اميرالمؤمنين [ ! ] هر وقت بخواهند ! آن كار به عهدهء من ، هارون گفت : دست روى سر من بگذار كه كسى از آنها را از حضور من مطلع نسازى ! يحيى همان‌طور عمل كرد ولى اين خبر به معتزله رسيد ، ما بين خود رايزنى كردند و تصميم گرفتند با هشام گفتگو نكنند مگر در باب امامت چون آنها عقيدهء هاون را و مخالفت او را با معتقدان به امامت مىدانستند . مىگويد : متكلمان حاضر شدند و هشام و عبداللَّه بن يزيد اباضى كه از دوست‌ترين مردم با هشام بن حكم و شريك تجارى او بود حضور يافتند . همين كه هشام وارد شد از ميان همه به عبداللَّه بن يزيد سلام داد . يحيى بن خالد به عبداللَّه بن يزيد گفت : عبداللَّه با هشام دربارهء اختلافتان راجع به امامت گفتگو كنيد ! هشام گفت : اى وزير ! ايشان نه در برابر ما جوابى دارند و نه سؤالى ! اينها گروهى هستند كه با ما در امامت مردى هم عقيده بودند سپس بدون علم و آگاهى از ما جدا شده‌اند ؛ نه موقعى كه با ما بودند حق را شناختند و نه موقعى كه از ما جدا شدند فهميدند كه به چه دليل از ما جدا شدند ! بنابراين در برابر ما نه سؤالى دارند و نه جوابى ! بيان ، كه از حروريه بود گفت : هشام ! من از شما سؤالى دارم ، بگو ببينم